ميرزا حسن حسينى فسايى
1010
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
در سال 83 [ 12 ] به مرض دق ترك جهان گفته « 1 » ، به فردوس جنان شتافت [ و ] در بقعه مباركه سيد مير احمد عليه السلام در پهلوى تربت پاك حضرت سكوت عليه الرحمه مدفون گشت ، هر چند اشعارش متداول و ديوانش مشهور است ليكن اين چند بيت از سخنان آن جناب را زينت اين كتاب قرار داده ، ثبت شد . « 2 » در اين سر سال نو و اين رونق فروردين * رونق بفزا بر عيد از مدحت شاه دين هركس به در ميران بنشسته طرب گيران * ما مدحت اومان بس جشن سر فروردين بسيار ثنا گفتيم دربارهء اين و آن * بىمنت و بىپاداش بىخلعت و بىتحسين اين شاهى شاهان را يك روز بقا نبود * شاهى ابد خواهيم ، از همت شاه دين آئين همه بربستند بر حجره و دكانها * ما نام على سازيم بر دكهء شعر ، آئين چون مجمره گردانان ما مدحت او در دست * هر جا كه فرو خوانيم آفاق شود مشكين شيرينى عيدى را جز درد گلوئى نيست * از مدحت مولا ساز كام دل و جان شيرين گر باده ترا بايست از مهر على شو مست * آن را همه درد دن وين را همه درد دين اى تاج شهنشاهان وى هادى گم راهان * وى مقصد آگاهان در ملت و در آئين اى صورت تو مقصود از معنى كاف و نون * وى معنى تو پنهان در صورت ماء و طين در راه خدا تيغت صد ناصيه بدريده * در خشم نديده كس بر ناصيهات بر ، چين گر طاعت يكروزت خواهند نمودن ثبت * يك نقطه نماند « 3 » جاى در دفتر عيلين در راه خدا جوئى ترك دو جهان گفتى * نه در پى ملك و مال نه طوبى و حور العين خود گرسنه خفته شب وز خوان عطاى تو * شب تا به سحر تخمه چه « 4 » مهتر و چه مسكين تو واسطه فيضى ز امكان به قدم ورنه * كس بىمدد كشتى تا هند نرفت از چين يك روز فرو مانده ز اشكستن نان خشك * بشكسته به ديگر روز صفها به صف صفين بر داوريت از لطف هر روزه عنايت باد * از ماست دعا گفتن ، از روح قدس ، آمين « 5 » و له ايضا فى الغزل :
--> ( 1 ) . وقار ماده تاريخ فوت او را چنين سروده است : از وقار خسته اندر پارسى جستند گفتا * ( نزد داور برد از مردم ، محمد ، داورى ) ( گلشن وصال ، ص 300 ) . ( 2 ) . نمونه آثار او را در گلشن وصال ، ص 301 تا 399 بخوانيد . دربارهء داورى آنچه گفتنى است در مقدمه استاد دكتر وصال بر ديوان داورى و مقاله پدر ارجمندشان در گلشن وصال آمده است كه اختصارا بدان اشاره مىشود : داورى هفت خط را بمانند پدر پيروى مىكرد . نقاشى و چهرهنگارى را خوب مىدانست بر زبان تركى تسلط داشت و كتابى در معانى و بيان به تركى نگاشت ديوان شعرش حدود 15 هزار بيت است و داستان حمله مغول به ايران را به بحر متقارب سرود ، مثنوى مولوى و ديوان خاقانى را به خط شكسته و دو نسخه از ديوان حافظ را به خط برجسته نوشت و شاهنامه فردوسى را با خط نسخ تعليق بر كاغذى ممتاز نگاشت و پنجسال تمام در گوشهاى نشست و به انجام آن همت گماشت و به نقش و نگارهاى زيبا آراست . ( 3 ) . در متن : ( نمايد ) . ( 4 ) . در متن : ( چو ) . ( 5 ) . ر ك : ديوان داورى ، ص 358 - 356 ، چاپ معرفت شيراز ، 1383 ه . ق .